X
تبلیغات
رایتل

تعبیر شعر
 
قالب وبلاگ

سلام به دوستان گلم

امروز (تعبیر شعر) 3 ساله شد"95/07/21"؛ میخواستم تشکر از دوستانی کنم که تو این مدت همراه من بودن، و نزاشتن لحظه ای تنها باشم.

(تشکر از همگیتون)


injamm.blogfa.com

[ جمعه 18 تیر 1395 ] [ 05:18 ] [ shayan shayesteh ] [ نظرات (16) ]

 هدیه داد به من
.

 خدا را گویم
.

 عشق را به من

[ پنج‌شنبه 18 آذر 1395 ] [ 04:16 ] [ shayan shayesteh ] [ نظرات (1) ]

هوا را میبینی...؟

تکلیفش با خودش معلوم نیست..

میبارد ، نمیبارد

گرم است ، سرد است

طوفان میکند

میسوزاند...

درست مثلِ "تو"

یک ناپایداریِ مُطلق...

[ دوشنبه 1 آذر 1395 ] [ 02:20 ] [ shayan shayesteh ] [ نظرات (6) ]

مرا از حبس آغوشت چه اصراری به آزادی؟

برای ماهیان تُنگ، آزادی گرفتاریست ...

[ پنج‌شنبه 29 مهر 1395 ] [ 12:35 ] [ shayan shayesteh ] [ نظرات (4) ]

خورشید باش که اگر هم بخواهی به کسی نتابی، نتوانی

[ سه‌شنبه 13 مهر 1395 ] [ 17:06 ] [ shayan shayesteh ] [ نظرات (4) ]

آنقدر دیر آمدی تا عاقبت پاییز شد

کاسه ی صبرم از این دیر آمدن لبریز شد


تیر دیوانه شد و مرداد هم از شهر رفت

از غمت شهریورِ بیچاره حلق آویز شد


مهر با "بی مهری"و نامهربانی میرسد

مهربانی در نبودت اندک و ناچیز شد


بی تو یک پاییز ابرم، نم نمِ باران کجاست؟

بی تو حتّی فکر باران هم خیال انگیز شد


کاش میشد رفت و گم شد در دل پاییز سرد

بوی باران را تنفّس کرد و عطر آمیز شد


آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟

آنقدر دیر آمدی تا عاقبت پاییز شد..

[ یکشنبه 21 شهریور 1395 ] [ 06:30 ] [ shayan shayesteh ] [ نظرات (9) ]

"حاکمانی که ندانند امروز مردمانشان چگونه به فردا میرسد، چه فرقی میکند که به شراب نشسته باشند یا به نماز ایستاده باشند"

[ شنبه 13 شهریور 1395 ] [ 00:18 ] [ shayan shayesteh ] [ نظرات (8) ]

:

ای لــبت انگور یــاقوتی و چشـمانت عسـل

جنس گیسـویت قصیـده رنگ ابــرویت غـزل


چشم و ابــروی تو هنــدی پیکرت رومی تراش

قد و بالای تو کار صنـعت بین الملل...


مانده ام با این همه خـــوبی چرا جا مانده ای

از صفوف حـوریان جـنت از روز ازل؟!


شرح فال حافــظ و شاخه نبات خواجه ای 

یا کلام دلنشـــین حضرت شیـــخ اجل؟!


من همان ساده جـوان شـاعــر بی مایه ام

عاشق شعـــر و حدیث و آیه و ضرب المثل


بهر وصـلت فالی از حافظ گرفتم ناگـهان

آمد از گلدســته ها ...حی علی خیرالـعمل


قـلب بی آلایشم از عشـق رویت ریش ریش

چون بیابانی که نقاشی شده با صد گسل

[ یکشنبه 7 شهریور 1395 ] [ 00:59 ] [ shayan shayesteh ] [ نظرات (5) ]

سینه ام را غرق غم کردی و میگویی برو

بـر دلـم درمـان هر دردی و میگویی بـرو


با نـگاه گرم تو عاشـق شـدم در یک نگـاه

اینک امـا با دلـم سـردی و میگویـی بـرو


رفته ای ، بر رفتن من میکنی اصرار چون

ترس این داری که برگردی و میگویی برو


مـیروی تـنـها برو ، با خود مبر دارایی ام

خـاطراتـم را کـجا بـردی و میـگویی بـرو


سـرخـی گـل های زیبـای بـهارم بـودی و

مـوقـع رفـتن عـجب زردی و میگویی بـرو


مـعرفت را بـهر تـو کردم فـراوان ، عاقبت

بـا مـرامـم کردی نـامردی و میگویی بـرو

[ شنبه 30 مرداد 1395 ] [ 11:39 ] [ shayan shayesteh ] [ نظرات (1) ]

هر شب بزنی زخم زبانم به چه قیمت؟

آتش بکشی بر دل و جانم به چه قیمت؟


مستعمره ی چشمِ تو بودم تو چه کردی؟

آواره ترین شهرِ جهانم به چه قیمت؟


والله که دور از تو دل آرام ندارد

بردی همه ی تاب و توانم به چه قیمت؟


یک دلهره چون زلزله افتاده به جانم

آنگونه خرابم که ندانم به چه قیمت؟


من میوه ی افتاده ی از شاخه ی عشقم

محکوم به پاییز و خزانم به چه قیمت؟


روزی همه جا صحبتِ من بود، ولی حیف

بردی همه ی نام و نشانم به چه قیمت؟


باید بپذیرم که تو با غیر نشستی

با این همه من زنده بمانم به چه قیمت؟

[ یکشنبه 24 مرداد 1395 ] [ 00:54 ] [ shayan shayesteh ] [ نظرات (6) ]

مادامی ڪہ پارو نزنی

قایق زندڪَی تو

یا سرجایش می ماند

یا با هر بادے 

بہ بیراهہ خواهد رفت ... !

[ پنج‌شنبه 21 مرداد 1395 ] [ 04:30 ] [ shayan shayesteh ] [ نظرات (4) ]

سوخته را آتش زدن دیگر چه معنا میدهد...

مرده راخنجرزدن یارب چه معنا میدهد


من که دیگرسوخته ام آتش چه کارم میکند...

برتن آشفته ام زجرت چه معنا میدهد


من دگرتا حد مردن دردو غم دیدم برو...

پس چنین آزارتو برمن چه معنامیدهد


من هزاران بارخنجر خورده ام از آشنا...

خنجرتو بی وفا برمن چه معنا میدهد


بال پرواز مرا هرکس رسید آتش کشید...

برچنین باله شکسته ،پرچه معنا میدهد


زیرپیراهن ببینی جای چاقوهای یار...

برتنه خط خطیم خنجر چه معنا میدهد


من هزار نیش از رفیقان خورده ام دیگرنزن...

نیش تو بر این تنم دیگر چه معنا میدهد


پس دگر با قلب من بازی نکن ای رهگذر...

[ پنج‌شنبه 14 مرداد 1395 ] [ 02:47 ] [ shayan shayesteh ] [ نظرات (3) ]

با من بمان تا در کنارت جان بگیرم

در سینه ی طوفانیت سامان بگیرم


دیروز با نامت شدم آغاز ، مگذار

امروز بی نامِ تو ، من پایان بگیرم


در دشت بی آب خیالم ریشه کردی

فرصت بده تا وامی از باران بگیرم


جان دادَنَم گر باب میل توست،هر دم

چشمت مرا کافی ست تا فرمان بگیرم


رنگ خزان چون می زنی بر لحظه هایم

من داد خود از مهر یا آبان بگیرم ؟


پُر می شوم از شور هستی با نگاهت

با من بمان تا بار دیگر جان بگیرم!!!

[ دوشنبه 11 مرداد 1395 ] [ 07:25 ] [ shayan shayesteh ] [ نظرات (2) ]

سـکوت" خطرناکتر از "حـرفهای نیشدار" است! بدونِ شَـک کسی که "سُکــوت" مـی کــند؛ روزی حرفهایش را سرنوشت به شما خواهد گفت......

[ یکشنبه 10 مرداد 1395 ] [ 07:20 ] [ shayan shayesteh ] [ نظرات (3) ]

مرگ در قاموس ما از بی وفایی بهتر است

در قفس با دوست مردن از رهایی بهتر است


قصه ی فرهاد دنیا را گرفت ای پادشاه

دل به دست آوردن از کشور گشایی بهتر است


تشنگانِ مِهر محتاج ترحم نیستند

کوشش بیهوده در عشق از گدایی بهتر است


باشد ای عقل معاش اندیش، با معنای عشق -

آشنایم کن ولی نا آشنایی بهتر است


فهم این رندی برای اهل معنا سخت نیست

دلبری خوب است، اما دلربایی بهتر است


هر کسی را تاب دیدار سر زلف تو نیست

اینکه در آیینه گیسو می گشایی بهتر است


کاش دست دوستی هرگز نمی دادی به من

« آرزوی وصل » از « بیم جدایی » بهتر است

[ شنبه 9 مرداد 1395 ] [ 03:08 ] [ shayan shayesteh ] [ نظرات (1) ]

عشـوه ات زیباست، تکرارش بکن 

بر سرش دعواسـت، تکرارش بکن 


تیر عشـقت خورد، بر دل نازنیــن 

نوش جـان مـاست ، تکرارش بکن 


بوسـه ای دادی مرا در خـواب ناز 

گر چه این رویاست، تکرارش بکن

[ جمعه 8 مرداد 1395 ] [ 02:26 ] [ shayan shayesteh ] [ نظرات (2) ]

گفته بودی دوستم داری و باور داشتم

وای بر من با خیالاتی که در سر داشتم


شیشه بودم ، مهربان با قلب سنگت نا رفیق

گفتنی ها را نگفتم تا تَرَک برداشتم

[ پنج‌شنبه 7 مرداد 1395 ] [ 02:17 ] [ shayan shayesteh ] [ نظرات (1) ]

"گویند که درویش همان عاشق مست است

خود گفته به میخانه فقط باده پرست است


من رفتم و دیدم که درآن خانه خراب است

گاهی به سجودست و گهی باده شکست است


گفتم که مگر یار ندیدی به شبستان

دلدارهمان نیست که از دام برست است ؟


اینجا که به جز ساغر و ساقی نتوان دید

گفتا که مرا یارهمان جام به دست است


ما در پی هر یار نگردیم به هرجای

معشوق من آن باده و آن جام الست است


در رقص سمائیم چو از خویش در آئیم

یاهو بزند آنکه ز هر دام بجست است

[ چهارشنبه 6 مرداد 1395 ] [ 00:11 ] [ shayan shayesteh ] [ نظرات (2) ]

در دل تنهای باران،من صدایت می کنم

بر عبور دیدگانت،جان فدایت می کنم


پاکی دریای دل،سهم من از یاد تو است

چتر دل را سایه بان غصه هایت می کنم


گرچه سهمم از تو اینک یک نگاه ساده است

 در دلم با یک نظر،من ،صد دعایت می کنم


شعرهای  آشنایی،چون رسد بر چشم دل

با غزلهای دلم،من با صفایت می کنم


حس باران میشوم چون بگذری از کوچه ام

من قرار دیدگانم را رهایت می کنم


بغض باران خورده ام را مینهم بر شانه ات

بال پرواز دلم را،در هوایت می کنم...

[ سه‌شنبه 5 مرداد 1395 ] [ 02:10 ] [ shayan shayesteh ] [ نظرات (2) ]

ﯾﻪ ﻭﻗﺘﺎﯾﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﺭﻓﺖ...!


ﺍﻭﻧﻢ ﺑﺎ ﭘﺎﯼ ﺧﻮﺩﺕ ...!


ﺑﺎﯾﺪ ﺟﺎﺕُ ﺗﻮ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﻌﻀﯽ ﻫﺎ ﺧﺎﻟﯽ ﮐﻨﯽ... !


ﺩﺭﺳﺘﻪ ﺗﻮ ﺷﻠﻮﻏﯿﺎﺷﻮﻥ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻧﻤﯿﺸﻦ ﭼﯽ ﻣﯿﺸﻪ !


ﻭﻟﯽ ﺑﺪﻭﻥ ....


ﯾﻪ ﺭﻭﺯﯼ ...


ﯾﻪ ﺟﺎﯾﯽ ....


ﺑﺪ ﺟﻮﺭﯼ ﯾﺎﺩﺕ ﻣﯽ ﺍﻓﺘﻦ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﻪ ﺩﯾﺮ ﺷﺪﻩ!

[ دوشنبه 4 مرداد 1395 ] [ 01:43 ] [ shayan shayesteh ] [ نظرات (3) ]

ﺑﻴﺎ ﺩﺭ ﻻﺑﻼی ﻭﺭﻗﻪ ﻫﺎی ﺍﻳﻦ ﻛﺘﺎﺏ

 ﻫﻤﺪﻳﮕﺮ ﺭﺍ ﺑﺒﻮﺳﻴﻢ 

 ﻧﮕﺮﺍﻥِ ﺁﺑﺮﻭ ﻫﻢ ﻧﺒﺎﺵ؛

 ﺍﻳﻨﺠﺎ

 ﻫﻴﭻ ﻛﺲ

 ﻛﺘﺎﺏ

 ﻧﻤﯽ ﺧﻮﺍﻧﺪ ...

[ یکشنبه 3 مرداد 1395 ] [ 00:12 ] [ shayan shayesteh ] [ نظرات (1) ]

از دست تو در هر غزلم آه زیاد است 

یوسف شدنت را چه کنم چاه زیاد است


دلتنگ تر از شازده ی کوچک ِ قصه

هستی و به سیارک من راه زیاد است


تنهایم و تنهایم و تنهایم و تنها

همدم شده کم آدم همراه زیاد است


تقدیر قشنگیست که در بازی شطرنج

آیینه به دستان تو و شاه زیاد است 


امشب شب مهتابی آقای غزل هاست

تصویر تو در مردمکم ماه زیاد است


من شاعر چشمان قشنگت شدم اما

از دست تو در هر غزلم آه زیاد است

[ جمعه 1 مرداد 1395 ] [ 02:41 ] [ shayan shayesteh ] [ نظرات (3) ]

نفسم دست تو بوده به کجایش بردی؟

این دلم دست تو بوده به کجایش بردی؟


آخر این رسم وفا داری و ایام نبود

باور زندگیم را به کجایش بردی؟


پشت در پشت تو بودم سر هر پیچ و خطر

 گرمی سینه من را به کجایش بردی؟


مرگ هر لحظه همین جاست،پشت این پنجرها

زندگی دست تو بوده به کجایش بردی؟


چقدر سخت شده شعر نوشتن بی تو

واژه ها دست تو بوده به کجایش بردی؟


بعد از اینم من و دلتنگی و بی حوصلگی

نفسم دست تو بوده به کجایش بردی...

[ چهارشنبه 30 تیر 1395 ] [ 02:41 ] [ shayan shayesteh ] [ نظرات (3) ]

حکم اعدام بود...

لحضه ای اعدامی مکث کرد و بوسه ای بر طناب دار زد

دادستان گفت:

صبر کنید آقای زندانی این چه کاریست!؟؟

زندانی خنده ای کرد و گفت:

سلامتی طناب که نمیزاره من زمین بیفتم،

ولی آدم ها!!!!!!بد جور زمینم زدن!..........

[ سه‌شنبه 29 تیر 1395 ] [ 00:14 ] [ shayan shayesteh ] [ نظرات (3) ]

آدم هـا می آینـد


زنـدگی می کننـد


می میـرنـد و می رونـد …


امـا فـاجعـه ی زنـدگی ِ تــو


آن هـنگـام آغـاز می شـود کـه


آدمی می رود امــا نـمی میـرد!


مـی مـــانــد


و نبـودنـش در بـودن ِ تـو


چنـان تـه نـشیـن می شـود


کـه تـــو می میـری


در حالـی کـه زنــده ای …

[ دوشنبه 28 تیر 1395 ] [ 01:58 ] [ shayan shayesteh ] [ نظرات (5) ]

سرانجامِ عشقمان چه شد

تــویـے کــه رفـتـے

منے که جا 

ماندم

و

 خدایـے 

که هیچوقت

در امــورِ عـاشقانه

دخـــالـــت نــمــے کـنــد

[ یکشنبه 27 تیر 1395 ] [ 02:31 ] [ shayan shayesteh ] [ نظرات (4) ]

سلامتی اون رفیقی که مجازیه

اما

یه جوری واست سنگ صبوره

که هیچکدام از رفیقهای واقعیت

به گرد پاش نمیرسند

[ شنبه 26 تیر 1395 ] [ 01:17 ] [ shayan shayesteh ] [ نظرات (3) ]

خدا معجزه کرد انسان را آفرید...

ما معجزه کنیم انسان بمانیم .....!

[ جمعه 25 تیر 1395 ] [ 00:19 ] [ shayan shayesteh ] [ نظرات (1) ]

اگه نمیتونی تو بدترین شرایطم

 منو تحمل کنی

پس قطعا لیاقت منو

تو بهترین شرایطم نداری

[ پنج‌شنبه 24 تیر 1395 ] [ 02:18 ] [ shayan shayesteh ] [ نظرات (1) ]

قولها.. "بی اعتبار" 

حرفها.."ناخالص" 

عشقها.."پوشالی" 

محبتها.."قلابی" 

خوبیها.."تظاهر" 

دیدارها.."تفاخر" 

صورتها.."پر رنگ" 

سیرتها.." بی رنگ" 

شعارها.."بدون عمل" 

قضاوتها.."بدون عدل" 

و. . . . . 

در کدامین نقطه از انسانیت ایستاده ایم ؟؟؟  

یادش بخیر ، روزی دروغگو دشمن 

خدابود . . . !!

[ چهارشنبه 23 تیر 1395 ] [ 03:52 ] [ shayan shayesteh ] [ نظرات (1) ]

خدا همین جاست؛ نیازی به سفر نیست


خدا همان گنجشکی است که صبح برای تو می خواند


خدا در دستان مردی است که نابینایی را از خیابان رد می کند


خدا در اتومبیل پسری است که


مادر پیرش را هر هفته برای درمان به بیمارستان می برد


خدا در جمله ی عجب شانسی آوردم است


خدا خیلی وقت است که اسباب کشی کرده و آمده نزدیک من و تو





. . .


آنهایی که به بیداری خداوند اعتماد دارند ، راحت تر می خوابند...

[ سه‌شنبه 22 تیر 1395 ] [ 02:52 ] [ shayan shayesteh ] [ نظرات (2) ]

در آغوش یکی باشی


در فکر کسی دیگه


هزاران آیه هم بخوانند، آن عقد حرام است

*****     *****     *****

Embrace the one you


At the thought of someone else


Thousands verse is read , it is forbidden marriage

[ شنبه 19 تیر 1395 ] [ 00:05 ] [ shayan shayesteh ] [ نظرات (1) ]

کل دنیا هم بگویند دوستم دارند



فایده ندارد



اما


دوستت دارم های " تو "چه غوغایی می کند



روحم را تازه می کند



پس بدان محـــــــکم ترین برهـــــان عــــــشق



اعتـــــــــماد است.....!!!

***

The whole world would have to say my friend



It is useless



But


I love the "you" is what a commotion



Refreshes the soul



After that the strongest proof of love



Trust ..... !!!

[ جمعه 18 تیر 1395 ] [ 02:31 ] [ shayan shayesteh ] [ نظرات (2) ]

یکی هست در محله ی ما....

همه او را برای یک شب دوست دارند..

حتی برایش آش نذری هم نمیبرند او با کسی

کاری ندارد خودش را میفروشد و نان شبش را میخرد

حاج آقا میگوید باید از محله برود چون همه ی جوانان

مسجدی

را از راه به در کرده ولی چرا مسجدی ها با یک فاحشه از

را به در شدند ولی فاحشه با این همه مسجدی به

راه راست هدایت نشد

شاید فاحشه به کارش ایمان دارد

و مسجدی ها نه

[ پنج‌شنبه 17 تیر 1395 ] [ 02:14 ] [ shayan shayesteh ] [ نظرات (2) ]

زمین گرد است یا زمان


در ٤ سالگى … موفقیت یعنی: کثیف نکردن شلوار

در ٦ سالگى … موفقیت یعنی: پیدا کردن راه خانه از مدرسه

در ١٢ سالگى … موفقیت یعنی: داشتنِ دوست

در ١٨ سالگى … موفقیت یعنی: گرفتن گواهى نامه رانندگى

در ٣٥ سالگى … موفقیت یعنی: پول داشتن

در ٤٥ سالگى … موفقیت یعنی: پول داشتن

در ٥٥ سالگى … موفقیت یعنی: پول داشتن

در ٦٥ سالگى … موفقیت یعنی: تمدید گواهى نامه رانندگى

در ٧٠ سالگى … موفقیت یعنی: داشتنِ دوست

در ٧٥ سالگى … موفقیت یعنی: پیدا کردن راه خانه

در ٨٠ سالگى … موفقیت یعنی: کثیف نکردن شلوار



حالا به نظرتون زمین گرده !! یا زمان ؟

[ چهارشنبه 16 تیر 1395 ] [ 00:40 ] [ shayan shayesteh ] [ نظرات (1) ]

مثل اعتراف به قتلی که نکرده‌ام 

دوستت دارم،


مثل ماندن روی حرف‌هایی که نگفته باشم،

مثل توبه‌های دروغین،

مثل شکنجه،

مثل کابوس،

مثل ترکِ وطن،

مثلِ آوارگی،

مثل زندگی با کسی که تا ابد دوستش ...

نخواهم داشت


دوستت دارم!


آن‌قدر 

بی‌منطق و بی‌فلسفه

که آخر مجبور شوی 

دوستم داشته باشی...

[ یکشنبه 13 تیر 1395 ] [ 00:43 ] [ shayan shayesteh ] [ نظرات (1) ]

اینــــجا زمیـــن استـ.


بــدبخـت هارامستنـــد میڪنند


خوشبختـــی راســریال


و ازجــــدایـــی هــا


فیــــلم سینمایــی می سـازند

[ شنبه 12 تیر 1395 ] [ 03:03 ] [ shayan shayesteh ] [ نظرات (1) ]

برو

اما

نه مثل طوفان

نسیم باش

و

بگذار

این برگ

خودش

از شاخه بیفتد!!!

[ جمعه 11 تیر 1395 ] [ 02:10 ] [ shayan shayesteh ] [ نظرات (0) ]

 ما آدمای جالبی هستیم...


 مرگ بر همه ی کشورا میگیم...


 بعد برنج هندی را با گوشت برزیلی در ظروف

 ایتالیایی روی اجاق گاز آلمانی می پزیم و با قاشق

 استیل فرانسوی و در لباس ترکیه ای و با ژست

 انگلیسی با نوشابه اسرائیلی و دسر مکزیکی، زیر

 چادر سیاه ژاپنی در منزلی با اجناس چینی، کنار مبل لهستانی و تلویزیون کره ای، با نگاه به BBC می خوریم و دعا را عربی میخوانیم.


حقیقتا عاشقتم ایران...

[ پنج‌شنبه 10 تیر 1395 ] [ 02:42 ] [ shayan shayesteh ] [ نظرات (1) ]

 پسری داستان گفت

 دختری باور کرد

 در نهایت

 کودکی سر راه ماند...

[ چهارشنبه 9 تیر 1395 ] [ 16:56 ] [ shayan shayesteh ] [ نظرات (1) ]

دلم می سوزد ، 


برای دخترک گلفروش سر چهارراه که هیچ کس تمایلی برای بوییدن گل هایش ندارد 


شاید سالها بعد .


وقتی که با مانتویی کوتاه و شلواری تنگ کنار خیابان بایستد ،

گرگ هایی باشند .

برای بوییدن تن او ....

[ یکشنبه 23 خرداد 1395 ] [ 12:01 ] [ shayan shayesteh ] [ نظرات (0) ]

برای کفشی که ☘

همیشه پایت را میزند

فرقی نمیکند

توراهت را درست رفته باشی یا اشتباه

هر مسیری را با او

هم قدم شوی

باز هم

دست اخر

به تاول های پایت میرسی

ادم ها هم به کفش ها بی شباهت نیستند

ادمی که همیشه ازارت میدهد

هیچ وقت نخواهد فهمید

تو چه دردی را تحمل کردی

تا با اوهم قدم باشی...

[ سه‌شنبه 18 خرداد 1395 ] [ 13:07 ] [ shayan shayesteh ] [ نظرات (1) ]

خدا اگر پرده بردارد از روی کار آدمها! 

چه شادیها خورد بر هم چه بازیها شود رسوا! 

چه کاذب ها شود صادق چه صادق ها شود کاذب!! 


چه عابدها شود فاسق چه فاسق ها شود عابد!! 

چه زشتی ها شود رنگین چه تلخی ها شود شیرین!! 


عجب صبری خدا دارد ک پرده بر نمی دارد ...

[ شنبه 11 اردیبهشت 1395 ] [ 06:29 ] [ shayan shayesteh ] [ نظرات (0) ]

اگه مى خواى اخلاق کسى رو

امتحان کنى به اون قدرت بده

[ یکشنبه 15 فروردین 1395 ] [ 11:55 ] [ shayan shayesteh ] [ نظرات (0) ]

 ١٣تون به در            ***             درداتون در به در

 ١٣به در مبارک

 

 (دوستان امروز امیدوارم بهتون خوش بگذره)

[ جمعه 13 فروردین 1395 ] [ 09:59 ] [ shayan shayesteh ] [ نظرات (0) ]

 هواتو دارم مثل خواهرم                 باورم نمى شه که حتى ندارم یه خواهرم

 خواهر آغوش برام مثل مادر              پس همگى دست بزنید به افتخار روز مادر


 (روز مادر، برتمامى مادران مهربان سرزمینم ،و زنان پاک دامن ایران زمینم فرخنده باد)

[ چهارشنبه 11 فروردین 1395 ] [ 05:45 ] [ shayan shayesteh ] [ نظرات (3) ]

تا وقتى که تلخى زندگى

بقیه رو شیرین مى کنى،

بدون که زندگى مى کنى

[ سه‌شنبه 10 فروردین 1395 ] [ 01:11 ] [ shayan shayesteh ] [ نظرات (1) ]

 با سلام و عرض ادب خدمت شما دوستان خودم؛

 به شما دوستان سال جدید رو تبریک مى گم و امیدوارم، امسال سالى خوب براتون باشه.

[ یکشنبه 1 فروردین 1395 ] [ 06:49 ] [ shayan shayesteh ] [ نظرات (0) ]
نتیجه ى کارهاى ما به سراغمون مى یان
حتى اگه اصلاح رفتار کرده باشیم
[ دوشنبه 17 اسفند 1394 ] [ 17:39 ] [ shayan shayesteh ] [ نظرات (0) ]

استعداد در تنهایى رشد مى کنه

و شخصیت در رود زندگى

[ یکشنبه 2 اسفند 1394 ] [ 12:58 ] [ shayan shayesteh ] [ نظرات (1) ]

   1      2      3      4      5      6    >>

.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

من شایان شایسته؛طرفدار حقیقت و واقعیت هستم. آزادى را دوست دارم و خودم سعى مى کنم همه با من راحت صحبت کنن؛ اخبار ایران و جهان هم همیشه سعى مى کنم نگاه کنم، و کاملا آدم مطلقى هستم، یعنى یا آره یا نه
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 5636